زندگی یعنی همین لحظه های با تو بودن
بنام خدای خوب و مهربون
تاسوعا و عاشورا گذشت و من برخلاف هرسال توی هیچ مراسم و عزاداری نتونستم شرکت کنم .
یه مقدار حال ندار شده بودی که البته اصلا دلم نمیخواد چیزایی که اوقاتمو تلخ میکنه تو وبلاگت بنویسم.
پس فقط اینو میگم که خدا رو صدهزار بار شکر که خطر رفع شد و الآن بهتر شدی. وقتی تو حتی یه کوچولو سرما میخوری انگار دارم دیوونه میشم.
خدایا خودت ضامن سلامتی همه بچه ها باش و همه بچه های مریض رو شفا بده.
از صبح که بیدار میشیم تا شب گاهی اینقدر کارای جالب و حرفای بامزه ازت میبینم و میشنوم که نگو و نپرس .
تازگیا تا یه کوچولو دعوات میکنم بعد از چند دقیقه که از کارت پشیمون میشی ، خودتو مظلوم میکنی ، جلوم وایمیسی و آروم میگی : مامانی منو میبخشی ؟
با این جمله دلم میخواد بگیرم حسابی گازگازت کنم ، بهت میگم : تو عمر منی ، همه امید منی ، همه عشق منی اینحوری حرف نزن .
باز با همون لحن سوالتو میپرسی تا من بگم آره میبخشم .
بعد یهو دوباره چشمات برق میزنه و شیطون میشی .
هر کاری که میخوام بکنم میگی : مممممننننننن ، دوست داری همه چیزو امتحان کنی. منم تا جاییکه صلاحت باشه بهت اجازه میدم .
یه کتاب جدید کلاژ برات گرفتم خیلی جالبه ، از اونجاییکه هردومون عاشف کاردستی هستیم ، میخوام برم وسایلشو بگیرم که همشو با هم درست کنیم. حتما عکساشو اینجا برات میذارم.
جدیدا سی دی های بی بی انیشتین رو برات میذارم که خیلی واست جذابه. با دقت نگاه میکنی و کلمات رو تاحدودی که متوجه بشی تکرار میکنی. بهشون هم میگی سی دی انگلسی Engelesi
خودت یاد گرفتی واسه خودت سی دی میذاری تو دی وی دی ، ولی قبل از هر سی دی از من اجازه میگیری . ( قربون ازازه (اجازه )گرفتنت برم مننننن)
وقتی هم چیزی بخوای برات بیارم میگی : مامان لپپن loppan ( لطفا ) آب میدی ؟)
خیلیییی دوست دارم و از خدا ممنونم که منو لایق مادر شدن دونست. من قدر این نعمت رو میدونم و با تمام وجود بهش عشق میورزم. از هر فرصتی برای بغل کردن و بوسیدنت استفاده میکنم و میدونم که تو هم مثل من عاشف این لحظاتی.
خدایا ازت ممنونم....


زندگی یعنی همین لحظه های با تو بودن 





